او درد قفسه سینه داشت و فشار خون بسیار خطرناکی داشت. چه اشکالی داشت؟


بازگشت به بخش ICU ، گلیک بیمار را از نزدیک دنبال کرد. ساعت ها گذشت ، سپس روزها ، و اگرچه فشار خون او بهتر بود ، اما بسیار پایین ماند. چرا؟ گلیک لوله آزمایش را بعد از لوله آزمایش به آزمایشگاه فرستاد و به دنبال علائم عفونت ، التهاب ، اختلالات خود ایمنی – هر آنچه که فکرش را می کرد ، بود. پس از تجربه نزدیک به مرگ این مرد ، گلیک می دانست که بسیاری از نتایج آزمایشگاهی او غیر طبیعی خواهد بود. کبدش آسیب دیده ، کلیه ها ، قلبش. وظیفه او تشخیص این بود که کدام ناهنجاری ها در نتیجه وخامت سریع او ایجاد شده اند و علت آن کدام بوده است.

نتایج نامطلوب در جریان بود ، اما تنها یکی ساکنان را شگفت زده کرد. تیروئید مرد هورمون اصلی خود را نمی سازد. تیروئید مانند یک کاربراتور در یک موتور احتراق داخلی قدیمی است. این به بدن می گوید که چه موقع باید سرعت خود را بالا ببرد و چه زمانی سرعتش را کاهش دهد. در حال حاضر بدن این مرد نیاز به بازسازی کامل دارد ، اما بدون این هورمون ، نمی تواند این کار را انجام دهد. ساواریموتو قبل از دادن هورمون جایگزین به این مرد ، به گلیک یادآوری کرد که باید سطح کورتیزول وی را دوباره بررسی کنند. آنها هنگام ورود او را بررسی کردند ، و با توجه به استرس فیزیولوژیکی که تحت آن بود ، همانطور که انتظار می رفت بسیار بالا بود. اما تجویز هورمون تیروئید به افرادی که کمبود کورتیزول دارند مانند راه اندازی اتومبیل بدون روغن در موتور است. می توانید کل دستگاه را خراب کنید. بنابراین گلیک دومین آزمایش سطح کورتیزول را ارسال کرد. این بار ، سطح غیرقابل تشخیص بود. او دوباره بررسی کرد: غیرقابل تشخیص است.

یک آزمایش متفاوت علت را آشکار کرد: غدد فوق کلیوی او ، جایی که کورتیزول در آن ساخته می شود ، درست مانند غده تیروئید کار نمی کرد. او مرد را با استروئیدها – نوعی کورتیزول مصنوعی – همراه با هورمون تیروئید شروع کرد و با تیم غدد درون ریز مشورت کرد. او سپس سوابق وسترلی را مرور کرد ، جایی که مشاهده کرد ، عمیقاً در نمودار او دفن شده است که به او استروئید داده اند. از آنجا که هنگام ورود او کمبود نداشت و استروئیدها را در یادداشت های خود ذکر نکرده بودند ، گلیک آنها را در Yale New Haven تجویز نکرده بود. او اکنون به ادبیات پزشکی روی آورد تا دریابد که چه چیزی ممکن است باعث این کمبود هورمون های دوقلو ویرانگر شده باشد.

طولی نکشید که مشخص شد او باید دارای سندرم چند غده ای خود ایمنی نوع 2 باشد. در این اختلال نادر ، سیستم ایمنی بدن به طور ناگهانی و به اشتباه شروع به حمله به قسمت هایی از بدن خود بیمار می کند – در این مورد ، غده تیروئید و غدد فوق کلیوی. به چرا این اتفاق می افتد به خوبی درک نشده است. چند ساعت پس از دریافت هورمون های جایگزین ، مرد جوان آنقدر خوب بود که شروع به کاهش داروهایی کرد که فشار خون او را حفظ می کردند. چند روز بعد ، او به اندازه کافی خوب بود که ICU را ترک کرد ده روز بعد ، او توانست به خانه برود.

هنگامی که بیمار آنچه را که داشت درک کرد و احساس کرد که از درمان سود می برد ، متوجه شد که مدتها قبل از این که ضرابخانه نادرست خراب شود ، بیمار بوده است. او باید تا پایان عمر این هورمون ها را مصرف کند ، اما احساس بهتری نسبت به سالهای گذشته دارد. هیچ کس نمی تواند دقیقاً مشخص کند که غدد او چه زمانی از بین رفته است. احتمالا خیلی وقت پیش بود او اعتراف کرد: “من مردی نیستم که به پزشک مراجعه کنم.” او فکر کرد که تازه دارد پیر می شود: “می دانید آنها چه می گویند – بعد از 30 سالگی ، همه چیز سرازیری است.” اما دیگر نه. به هر حال نه برای او


لیزا سندرز ، MD ، نویسنده مشارکت کننده در این مجله است. آخرین کتاب او “تشخیص: حل معمای گیج کننده ترین اسرار پزشکی” است. اگر مورد حل شده ای برای به اشتراک گذاشتن با دکتر سندرز دارید ، او را در [email protected] بنویسید.

دیدگاهتان را بنویسید