آنچه پوتین در اوکراین می خواهد


پنجمولادیمیر پوتین عاشق است اینکه بگوییم بازی شطرنج با ایالات متحده مانند بازی با کبوتر است: دور تخته می چرخد، مهره ها را از بین می برد، همه جا پرت می شود و سپس پیروزی را اعلام می کند. در مقابل، بازی شطرنج با اروپا باید مانند بازی با کودکی باشد که قوانین بازی را فراموش کرده، ادعا می‌کند قوانین جدیدی ابداع کرده است، و سپس در زمانی که هیچ‌کس نمی‌خواهد بازی کند، سرگردان است.

برای مدت طولانی، بسیاری از مردم اروپا، از جمله بریتانیا، با این ایده که «قدرت سخت» دیگر مهم نیست، که حوزه‌های نفوذ منسوخ شده‌اند، و حتی خود ژئوپلیتیک تا حدودی منسوخ شده است، به خود اطمینان می‌دادند. سپس روسیه ۱۰۰۰۰۰ سرباز را به مرز اوکراین فرستاد. ناگهان زمان بازی به پایان رسید و بار دیگر امنیت آینده اروپا توسط شخص دیگری در جایی دیگر تعیین می شود.

نیازی به بزرگنمایی موضوع نیست. قدرت های بزرگ اروپا در این بحران اوکراین غایب نیستند. بریتانیا و فرانسه به‌ویژه نقش‌های برجسته‌ای دارند: لندن در اروپای شرقی به‌خاطر موضع پیشگیرانه‌اش که برای دردناک‌تر جلوه دادن هر گونه مداخله روسیه طراحی شده است، مورد تحسین قرار می‌گیرد، و پاریس مسیر خود را دنبال می‌کند و میزبان نشست اوکراینی‌ها و روس‌ها به عنوان بخشی از نشست طولانی مدت است. اجرای مذاکرات تحت “نرماندی” که شامل آلمان نیز می شود. در هر مرحله از این بحران، دولت آمریکایی که به نظر می رسد لفاظی خود را در مورد اتحادها بسیار جدی می گیرد، با قدرت های بزرگ اروپایی مشورت کرده است.

با این حال، اگر لحظه ای به گذشته نگاه کنید، وضعیت غیرعادی است. روسیه کشوری با ۱۴۲ میلیون جمعیت با اقتصاد پترو توخالی تقریباً به اندازه کره جنوبی است. سه قدرت بزرگ اروپا – آلمان، فرانسه و بریتانیا – با هم ترکیب شدند و روسیه را از نظر ثروت و جمعیت کوتوله کردند. کل اروپای دموکراتیک، بیش از این. با این حال، اروپا در این بحران در درجه دوم اهمیت قرار دارد، حتی اگر در قاره خودش رخ دهد.

برای غرب، حقیقت آشکار این است که آمریکا هنوز تصمیم‌گیرنده است. لندن، پاریس و برلین همگی بر کاخ سفید فشار می آورند و بسته به بحران و رهبر، نفوذ واقعی را اعمال می کنند. اما هر رئیس‌جمهوری ایالات متحده ممکن است در سمت خود باشد، تصمیم لزوماً اول آمریکا. در این مورد، پرزیدنت جو بایدن بحث داغی را بین تشکیلات سنتی سیاست خارجی که طرفدار بازدارندگی است و «محدودیت‌های» قوی‌تر، که استدلال می‌کنند که ایالات متحده نمی‌تواند به جنگ دیگری در حاشیه امپراتوری‌اش بپیوندد، در پیش گرفته است.

البته بخشی از بازی پوتین این است که از این شکاف، چه در داخل آمریکا و چه در سراسر غرب، بهره برداری کند. او با تردید بو می کشد و به دنبال بهره برداری از آن است. به گفته برخی از کارشناسانی که در هفته گذشته با آنها صحبت کردم، جاه طلبی بزرگ رئیس جمهور روسیه این است که آمریکا را به طور کامل از اروپا بیرون کند، توافقی را انجام دهد که روسیه را به عنوان یک بازیگر قانونی در سیستم امنیتی این قاره به رسمیت بشناسد و خساراتی را که مسکو متحمل شده است، معکوس کند. در دهه ۱۹۹۰، زمانی که ارتش او مجبور به بازگشت به داخل مرزهای خود شد. فیونا هیل، مشاور سابق کاخ سفید در امور روسیه، به من گفت که پوتین ممکن است محاسبه کرده باشد که بایدن آخرین رئیس‌جمهوری است که می‌تواند پیش از بازگشت احتمالی دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴ از طرف اروپا بر سر یک چنین توافق رسمی مذاکره کند.

سایر تحلیلگرانی که با آنها صحبت کردم، نسبت به قدرت پوتین شک داشتند و خاطرنشان کردند که هیچ یک از گزینه های نظامی او نمی تواند اهداف او را برآورده کند. لارنس فریدمن، استاد بازنشسته مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، به من گفت که لفاظی های روسیه در ماه های اخیر نشان می دهد که پوتین از بن بست در شرق اوکراین ناامید شده است و قادر به شکستن آن بدون نیروی مسلح نیست که ممکن است وضعیت را برای روسیه بدتر کند.

در هر صورت، چیزی که من را به خود جلب می کند – جدا از ماهیت عظیم جنایتی که به نظر می رسد مسکو به آن فکر می کند – این است که موقعیت ژئوپلیتیکی در اروپا تا چه حد طراحی شده است تا نه تنها بر خود بحران، بلکه بر شکل آینده این قاره تأثیر بگذارد، و غرب، بعد از پوتین حرکت خود را انجام می دهد (یا نمی کند).

مقیاس خواسته های پوتین – نه فقط کنترل اوکراین، بلکه بازگشت بخش اعظم اروپای شرقی به حوزه نفوذ روسیه – و تهدید نظم فعلی که او نماینده آن است، ساختارهای اتحاد غربی را به چالش می کشد و هر کشوری را در داخل آن وادار می کند. برای ارزیابی چگونه منافع ملی آنها در آینده به بهترین شکل تامین می شود.

تا حد زیادی بحران تقویت اتحاد غرب و نه تضعیف آن. تحرکات روسیه نیروی نظامی اصلی غرب یعنی ناتو را احیا کرده است. برای اولین بار از زمان پایان جنگ سرد، ناتو با یک خطر واقعی و فعلی مواجه است. با این حال، تنها دو سال از روی کار آمدن ترامپ به عنوان فرمانده کل قوا می گذرد و هیچ کس در اروپا آنقدر ساده لوح نیست که باور کند او شانس خوبی برای از سرگیری ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۲۴ ندارد. اساس کل سیاست خارجی ترامپ، به یاد داشته باشید. ، که اروپا و متحدان آمریکا دیگران در حال سفر به ایالات متحده بودند. او حتی ناتو را منسوخ خواند و هیچ تردیدی در مورد استفاده از تضمین امنیتی آمریکا به عنوان اهرم فشار در مذاکرات تجاری با آلمان و سایرین نداشت.

تیبحران فعلی، سپس، به عنوان یادآوری اهمیت ناتو و در نتیجه، اهمیت جهان تحت رهبری ایالات متحده، اما همچنین ضعف ساختاری آن: عموم مردم آمریکا، عمل می کند. همانطور که بوریس جانسون به خوبی می‌داند، به‌ویژه امروز، با توجه به تهدید بسیار واقعی برای نخست‌وزیری او به دلیل عدم پایبندی به قوانین همه‌گیر خود، مهمترین چیز در سیاست جهانی این است. Zeitgeist، چه ایده هایی که بر اساس آن استوار است یا خیر.

و وقتی نوبت به این می شود که غرب برای احیای غرب چه باید بکند، هیچ کس نمی تواند موافقت کند. امانوئل مکرون فرانسوی هفته گذشته با چهره ای ظاهراً صاف بحث کرد همین الان این لحظه مناسب برای اروپا بود تا “استقلال استراتژیک” خود را از ایالات متحده اعلام کند. برای ماکرون، توانایی روسیه برای دور زدن اروپا برای گفتگوی مستقیم با ایالات متحده، تنها این باور او را تایید کرد که این قاره باید به یک بازیگر مستقل در صحنه جهانی تبدیل شود. مکرون در سخنرانی خود در پارلمان اروپا در استراسبورگ گفت زمان آن فرا رسیده است که اروپا گفت و گوی خود را با روسیه انجام دهد تا «نظم امنیتی و ثبات جدیدی برای اروپا» ایجاد کند. این طبلی است که او مدتی است با تأثیر کمی می کوبد. او نمی توانست بحرانی بدتر را برای اثبات استقلال اروپا از آمریکا انتخاب کند. دستکاری با ساحل ممکن است بدون ایالات متحده امکان پذیر باشد، اما نه برای مقابله با روسیه هسته ای که به نظر می رسد برای فتح یک کشور مستقل در اروپا متمایل است.

در حالی که قابل درک است که ماکرون از این بحران اخیر برای سوار شدن بر اسب سرگرمی مورد علاقه خود استفاده می کند، خطر مضحک به نظر رسیدن را دارد – کمتر به عنوان یک ژنرال الهام بخش در بالای مارنگو، به عنوان یک کاپیتان فقیر بر روی یک اسب سرسخت شتلند. با تجمع ارتش روسیه در مرزهای اوکراین، هر کشور اروپای شرقی چه دلیلی ممکن است در نظر بگیرد که واشنگتن را با بروکسل به عنوان نماینده اصلی خود در مسائل امنیتی عوض کند، به ویژه با توجه به اینکه پاریس و برلین سختگیرترین آنها در این موضوع نبوده اند؟

حقیقت این است که همانطور که ماکرون می‌فهمد، اروپا هیچ استقلال استراتژیک ندارد – نه در شکل گسترده‌تر آن، از جمله بریتانیا و نه اتحادیه اروپا. این کشور نه تنها راهی برای نشان دادن قدرت نظامی خود ندارد، بلکه نمی تواند به درستی بر مرزهای خود نظارت کند یا تامین انرژی خود را که بیشتر آن از روسیه تامین می شود، تضمین کند. ایالات متحده حتی طرح هایی برای افزایش عرضه سوخت به اتحادیه اروپا در صورت پاسخ روسیه به تحریم های غرب با قطع سوخت از قاره تهیه کرده است. اما ضعف ژئوپلیتیک اتحادیه اروپا عمیق تر از وابستگی آن به انرژی و امنیت است: اتحادیه اروپا سیلیکون ولی یا وال استریت ندارد و همچنان به سیستم مالی ایالات متحده و تجارت چین وابسته است.

در همین حال، بریتانیا که خود را از اتحادیه اروپا منزوی کرده است، در تلاش‌های خود برای یادآوری اهمیت تداوم آن به متفقین بسیار فعال بوده است. لندن اطلاعاتی را در مورد برنامه های جنگی روسیه منتشر کرد، سلاح به اوکراین فرستاد و پیشنهادهای دیپلماتیک در حمایت از گروهی از کشورهای اروپای شرقی ارائه کرد. این تلاش بود که #خدا ملکه را حفظ کند او پس از ورود هواپیمای مملو از تسلیحات از بریتانیا در هفته گذشته در توییتر در اوکراین صحبت کرد (این هواپیما در اطراف حریم هوایی آلمان پرواز کرد تا از هرگونه مشکل دیپلماتیکی که ممکن است ناشی از سیاست برلین برای عدم صدور تسلیحات به مناطق درگیری باشد) جلوگیری کند. هدف از این تلاش حفظ حمایت از ناتو به عنوان سازمان اصلی امنیتی غربی است و در نتیجه تضمین می‌کند که بریتانیا نادیده گرفته نمی‌شود.

اگرچه سیاست تندرو بریتانیا ممکن است توسط فرانسوی ها به عنوان یک موضع رد شود.ضربه گوریل به سینه اش شارژ نمی شودضرب و شتم الصدر برای انگلیس خالی از لطف نیست. هیچ کس در دولت انگلیس پیشنهاد نمی کند که انگلیس اتهامی وارد کند یا قصد اتهام زدن دارد، اما با خوشحالی به آن اشاره می شود. هر زمان که انگلیس بتواند کشورهای اروپایی را متقاعد کند که شریک امنیتی است. لهستان یا کشورهای بالتیک از حمایت از ترتیبات امنیتی جایگزین که ممکن است هژمونی ناتو را به چالش بکشد و در نتیجه تعهد بریتانیا و آمریکا به امنیت اروپا را تضعیف کند، چه سودی به دست خواهد آورد؟

با این حال، برای بریتانیا، این واقعیت باقی می‌ماند که باید سخت‌تر تلاش کند تا نفوذ خود را حفظ کند، زیرا از ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰، خارج از اتحادیه اروپا است و هر آنچه که بریتانیا پنهانی بخواهد، این اتحادیه احتمالاً به عنوان یک اتحادیه در قدرت رشد خواهد کرد. بازیگر مستقل در ناتو.

در همین حال، آلمان به بازی چند دهه ای خود ادامه می دهد و وانمود می کند که اصلاً یک قدرت واقعی نیست. این کشور علیرغم اینکه ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور اروپا است، به گونه ای رفتار می کند که گویی سوئیس از نظر اخلاقی برتر، صلح آمیز و عینی است. مقامات ناامیدی که با آنها صحبت کردم گفتند که آلمان سعی کرده است کیک غربی خود را بخورد و آن را نیز بخورد، در ناتو و اتحادیه اروپا مستقر شده است و تصمیم گرفته است تا زمانی که ممکن است درگیر ملاحظات ژئوپلیتیکی آمریکا باشد تا از آلودگی به آن جلوگیری کند. هر اخلاقی یا غیر ضروری هزینه های اقتصادی که با یک نقطه قوت همراه است.

طعنه آمیز این است که هر موضعی که سه بزرگ در اروپا اتخاذ می کنند، دو موضع دیگر را تضعیف می کند. آمریکا همچنان حامی پدرانه اروپا باقی می ماند، درست مانند زمانی که بالکان در اوایل دهه ۱۹۹۰ فروپاشید، اما این بار یک محافظ قدیمی و شکننده تر با دشمنانش به ظاهر قوی تر از آنها بود. نتیجه، به عبارت دیگر، رکود است، که، اگر بدبین باشم، در اروپا کاملاً مناسب است: آمریکا به فشار آوردن ادامه می‌دهد و نیازی به انتخاب‌های سخت نیست.

مشکل اروپا این است که با هر بحران جدید، تعهد واشنگتن به نظم جهانی هژمونیک خود تضعیف می شود، اما هیچ کس ایده واقعی در مورد اینکه چه چیزی می تواند جایگزین آن شود، ندارد.

بعد هر اتفاقی که بیفتد، به نظر می رسد این یک لحظه مهم در قرن بیست و یکم باشد. کشورهایی که ناتو را تشکیل می دهند در میان ثروتمندترین و پیشرفته ترین جوامع روی زمین باقی می مانند. غرب تاکنون به شیوه ای نسبتاً چشمگیر در برابر تجاوز روسیه متحد شده است. با این حال، این واقعیت باقی می ماند که نیمی از امپراتوری بیش از حد کشیده است و نیمی دیگر بیش از حد زیرکشیده، دراز، دراز. ممکن است جوجه و بچه بازی شطرنج وحشیانه ژئوپلیتیکی پوتین را دوست نداشته باشند (یا به هر حال شی)، اما وقت آن است که بنشینیم و قوانین را دوباره یاد بگیریم، قبل از اینکه در مات قرار بگیرند.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر