چرا حجاب به بحران تبدیل می شود؟


یکی از معضلات جامعه ایران «ناهماهنگی ارزش‌های حکومت سنتی و نسل‌های اجتماعی مدرن» است.

نظام سیاسی ما به دلیل سنت گرایی و عدم درک تغییرات ارزشی در جامعه، فرصت درک پذیرش، ارتباط و تعامل با نمایندگان و حاملان ارزش های جدید یعنی خانواده ها و فرزندانشان را از دست می دهد و در نتیجه عدم حمایت ارزشی نسل‌های جدید، تعارضات و رفتارهای خشونت‌آمیز جامعه شکل می‌گیرد.

چرا حجاب به بحران تبدیل می شود؟

نظام حکمرانی ما نماینده سنت و آینده نگری است و قوانین و سیاست های اجتماعی و فرهنگی بر اساس سنت نوشته و ترویج می شود.

جریان ارتباط در یک سیستم سنتی از بالا به پایین، فرمان و غیرمکالمه است. او دستور و دستور می دهد و انتظار اطاعت بدون سوال دارد.

اگر نسل‌های جدید اجتماعی از طریق زندگی در دنیای مدرن، علاوه بر ارزش‌های سنتی، دارای اولویت‌ها و اولویت‌های ارزشی و هنجاری و رفتاری مبتنی بر نظام ارزشی مدرن مانند آزادی و انتخاب فردی، ارتباط افقی و گفت‌وگو باشند. برابری طلبی یعنی پذیرفتن دیگران متفاوت از خود و…

به دلیل این تحولات ارزشی در جامعه ایران، ما نیازمند یک سیاست اجتماعی و فرهنگی تساهل‌آمیز و دموکراتیک مبتنی بر پذیرش تفاوت‌ها و احترام به ارزش‌های چندگانه همه هویت‌های فعال هستیم.

چرا حجاب به بحران تبدیل می شود؟
از آنجا که نظام حکمرانی ما، صرف نظر از تحولات محیطی و ارزشی پیرامون، همچنان بر سنت و بازتولید ارزش‌های سنتی آن تاکید می‌کند، فرصت درک با دنیای مدرن و ارزش‌های دنیای مدرن را از دست می‌دهد تا بپذیرد، برقراری ارتباط و تعامل عصر نسل های جدید. دادن

در واقع دولت فاقد درک تحولات و تعامل مناسب با نمایندگان و حاملان ارزش های جدید، یعنی نسل خانواده ها و فرزندانی است که در دنیایی متفاوت از سنت اجتماعی شده اند.

نسل جدید منابع اجتماعی و هویتی متنوع، چندگانه و جدید دارد و به آینده می نگرد و ارزش های تک محور و سنت محور را به چالش می کشد.

رویکرد غیرمحاوره‌ای و اقتدارگرایانه حکومت سنت‌گرا به ارزش‌ها و هنجارهای نسل‌های جدید در حوزه اعتقادات و هنجارها و سبک زندگی حاکمیت، به‌جای استفاده از تعامل و تسامح، به تحولات می‌پردازد. پوشاک و مد و رفتارهای تفریحی و تفریحی آنها در خیابان ها که نتیجه آن تعمیق شکاف های اجتماعی، تفرقه دولت ملت و فروپاشی سرمایه اجتماعی نظام سیاسی و شکل گیری بحران است.

در واقع حکومت سنت گرا ظرفیت و توانایی پذیرش و صحبت با صاحبان نسل جدید را از دست می دهد و با توسل به زور (نیروی گشت در حوزه پوشش و حجاب) به خودسازی سیاسی و اجتماعی می پردازد. مثله کردن و با دستان خود بحران ایجاد می کنند

ریشه این امر این است که بعد از انقلاب این تفکر شکل گرفت که چون نظام سیاسی و فرهنگی اسلامی شده، می تواند و باید در همه زمینه ها از جمله الگوی جامعه پذیری و سبک زندگی مردم، احکام و تدابیر را تعیین کند.

وظیفه اجتماعی‌سازی و انتقال ارزش‌ها و هنجارهای ایرانی، اسلامی و مدرن در حوزه سبک زندگی و پوشش و … وظیفه مهم‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده است.

وظیفه دولت مدرن ایجاد و توسعه پایه ها و زمینه های کیفیت زندگی، رفاه، ثروت آفرینی، امید اجتماعی، نشاط اجتماعی و غیره است، نه وظایف تخصصی تربیت خانواده. جابجایی وظایف و مسئولیت ها صورت گرفته است، دولت کار خانواده را انجام می دهد و خانواده کار دولت را انجام می دهد.

با توجه به جابجایی مسئولیت ها، اکنون تمام دغدغه خانواده تامین غذا، جبران ناکارآمدی مدرسه و دانشگاه، یافتن شغل، ازدواج و تامین مسکن برای فرزندانشان است که وظایف اصلی را بر عهده دارند. از دولت هستند.

تمرکز بر خانواده برای جبران وظایف اجتماعی، اقتصادی و زندگی دولت، فرصتی برای خانواده و والدین برای مشارکت در جامعه‌پذیری، ترویج سبک زندگی و تعامل و گفت‌وگو با کودکان باقی نگذاشته است.

در بسیاری از خانواده های ایرانی، والدین با پوشش خاصی برای فرزندشان مشکلی ندارند، اما در خیابان، دولت و پلیس از این کار جلوگیری می کنند، قانون می گذارند، تنبیه می کنند، پرونده سازی می کنند و با خشونت برخورد می کنند و به جای آن، راهبردها. در گفتگو و اقناع از زور و قدرت استفاده می شود.

چرا حجاب به بحران تبدیل می شود؟

درگذشت ژینا امینی یادآوری می کند که ادامه این رویه ها و رفتارها می تواند منجر به انباشت گلایه ها و همگرایی بحران ها در جامعه و آسیب ها و پیامدهای جبران ناپذیری مانند مرگ امید اجتماعی و مهاجرت نسل های جدید شود. در عین حال، اعتبار و سرمایه اجتماعی نظام سیاسی فرو خواهد ریخت.

جامعه ما از شکاف های سیاسی و اجتماعی بی بهره است و امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگوی ملی بین نسل های فعال اجتماعی جامعه ایران (به ویژه جوانان و جوانان) و سیاستمداران اجتماعی و فرهنگی هستیم تا تفاوت های ارزشی بین نسل ها بهانه ای برای پذیرش شود. از سوی دیگر در شکل‌گیری گفت‌وگوی بین نسلی، مدارا و همکاری، نه تضاد، اختلاف و خشونت بین نسلی. ما باید سیاست مدارای اجتماعی و فرهنگی را که مطابق با ارزش های بین نسلی باشد، تدوین و ترویج کنیم.

برای ساختن آینده ایران، نسل های اجتماعی ما به گفت وگو، همکاری، همدلی و مشارکت بین نسلی نیاز دارند، نه طرد، خشونت، انکار و مرگ./ ساعت