مداح گچسارانی که در جماران از غم خمینی گلایه کرد


به گزارش تابناک کهگیلویه و بویراحمدی، به بهانه مصادف شدن ماه محرم و مصادف شدن روز خبرنگار با ایام سوگواری شهادت رهبر کربلا، مصاحبه ای انجام شد. با این. روزنامه نگار و مداح برجسته کهگیلویه و بویراحمدی.

به دلیل عشق و ارادت خاصی که به اباعبدالله الحسین علیه السلام داشت، از نوجوانی به مداحی و مرثیه سرایی در جماعت پرداخت.

علیمراد کاظم پور امروز یکی از نوحه سرایان معروف شهرستان گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد است.

شرح گفتگو؛
از چه سالی خوانندگی را شروع کردید و چه شد که تمایل به خواندن داشتید؟

علیمیراد کاظم پور: از ۱۶ سالگی خوانندگی را شروع کردم و در سال ۶۸ که امام (ره) رحلت کردند، حاج حسین فخری مداح خرمشهری در جماران شروع به خواندن کرد و در آنجا نوحه بسیار زیبایی را خواندند که من همیشه آن را زمزمه می کردم. من این کار را انجام می دادم و این یکی از عواملی بود که مرا به مداح رساند، مادرم انگیزه من برای ادامه راه مداح بود و کمک زیادی به من کرد تا علاقه ام را دنبال کنم.

حضور در مداحی را از کجا شروع کردید، آیا تحصیلات ویژه ای گذرانده اید؟

علیمیراد کاظم پور: در آن روزها رئیس شهرستان مداحان و گچساران یکی از کارمندان اداره برق به نام مرحوم گداپور بود. وقتی به محل کارش رفتم و از من تست داد، در حین خواندن یک واحد خواندم. آقای گداپور گفت پسر خوب هنوز برای یک واحد خواندن زود است. به او گفتم من فقط یگان را می شناسم، وقتی مرا تایید کرد به هیئت بهبهانی رفتیم.

شلوغ ترین جای شهر گچساران که از بچگی می رفتم، یادم هست وقتی برای شیر دادن رفتم، به خاطر سن کم و قد کوچکم بیرونم کردند.
وقتی برای مداحی رفتم مرحوم حاج دبیری که از دوستان قدیمی پدربزرگم بود وسط آمد و به من امید و روحیه داد و خلاصه از نوحه واحد مداحی کردم و این اولین گروه بود که مداحی کردم. گروه قدیمی بهبهانی که در مرکز گچساران قرار داشت و بعد از آن سالها در هیئت محله لبنان در کنار شاهرخ رحیم زاده مداحی کردم.
در این سال ها با برادری به نام سید نعمت حجازی بودم که بعد از فوت ایشان هر سال محرم متفاوتی دارم.

آیا به جز گچساران در شهرهای دیگر هم صداقت انجام داده اید؟

علیمیراد کاظم پور: در سال ۱۳۵۵ و در سن ۱۶ سالگی این افتخار را داشتم که در ایام اربعین حسینی در حرم امام خمینی (ره) بخوانم و این بزرگترین افتخار من بود، در شهرهای خوزستان هم مداحی می کنم.

چه کسانی را در مداحی در سطح ملی و در گچساران الگو می گیرید؟

علیمیراد کاظم پور: در کشور استاد و استاد اخلاق حاج حسین فخری به جرأت می گویم که کلمه ای برای وصف عظمت این حسین آقا پیدا نمی کنم، او خانواده ای با اصالت دارد.. پدر و مادر. نمی توانم این خانواده را باور کنم آنها آنقدر ساده و آگاه هستند که معتقدم برخورد با این خانواده برای من درس بود.

چگونه با حاج آقا فخری ارتباط برقرار کردید؟

علیمیراد کاظم پور: وقتی در دهه ۸۰ برای دیدار خانواده های مادری و پدری به خوزستان سفر کردیم، در مراسم محرم در آنجا با خانواده پدری حاج آقا فخری ارتباط داشتیم و در جلسه ای که مهمان ناهار بودیم. این مداحی خوش زبان و معروف به نام «به گچساران آمدن». به ایشان قول یک ده ساله دادم، در این مدت با عشق به سرور و سالار شهیدان و خوشحالی از حضور آقا فخری هیئت را راه اندازی کردم و در تمام سال های پرشور مراسم عزاداری امام حسین (ع) را داشتیم. ) همراه با ساکنین برگزار می شود.

من معجزات زیادی از حضور ایشان و در مجالس محرم دیده ام، حتی برکات ایشان را بارها در زندگی شخصی خود دیده ام. همه یاد حرف حاج آقا فخری می افتند که بیا عمل کن. صدای ملکوتی فخری دل کوچه های سعدی و کیامرثی تا ارتفاعات نینوا و دشت کربلا را پر می کند.پیروزی آنقدر بزرگ بود که آنقدر مردم آن شب در مراسمی تکرار نمی شوند.

به نظر شما نقش مداح در ترویج فرهنگ دینی در جامعه چیست؟

علیمراد کاظم پور: یکی از موثرترین راه های انجام کارهای فرهنگی، فعالیت این هیئات مذهبی است و مداحی در هیئت ها در هر منطقه به عنوان الگو شناخته می شود و از این رو جوانان و جوانان هر شورا الگوبرداری می کنند. از مداح محله خود و آنها می توانند فرهنگ را ترویج دهند، دین باید نقش مهمی در جامعه داشته باشد، اما در عین حال مسئولان ما به مداها اهمیت نمی دهند.
چه شباهت یا تفاوتی بین نهضت و مکتب امام حسین و عاشورا و نهضت امام خمینی (ره) و مکتب ایشان می بینید؟

علیمیراد کاظم پور: قیام امام حسین(ع) و امام خمینی(ره) تفاوت ها و شباهت های زیادی دارد، هرچند هدف در این دو قیام اصلاح و تغییر جامعه و بازگشت به ارزش های اصیل و ناب اسلام بود، هرچند این دو قیام دارند. نقاط مشترک بسیاری وجود دارد، اما یکی از تفاوت های بزرگ و قابل توجه این دو قیام، نحوه رفتار جامعه و توده مردم بود. زمانی که حضرت امام حسین (ع) به دعوت مردم کوفه به این کشور آمدند، اما در عمل این افراد در روز حادثه با ایشان همراهی نکردند، اما مردم ایران اسلامی به خوبی از رهبر خود حمایت کردند و شعار «ما لا کوفه» مصداق عملی است کشیدند
و به جرأت می‌توانم بگویم که شرایط امروز و مدیریت مقام معظم رهبری سخت‌تر از روزی است که ببینیم ایشان در سخت‌ترین شرایط چگونه آن را اداره می‌کنند و دنیا تعجب می‌کند.

نظر شما در مورد حجاب اجباری و حجم غربی ها در این زمینه چیست؟

علی مراد کاظم پور: رهبر کبیر انقلاب اسلامی در دیدار با مداحی اهل بیت(ع) درباره موضوع حجاب اجباری فرمودند:

«آنچه مرا حساس می‌کند این است که ناگهان از دهان گروهی که جزو ممتازان محسوب می‌شوند، سؤال «حجاب اجباری» را می‌بینی؛ یعنی یک عده جاهل هستند، حالا می‌گویم جاهل؛ انشالله ناخودآگاه است – همان خطی را دنبال می کنند که دشمن با آن همه پول در کشور به آن دست پیدا نکرده است؛ همین خط را دنبال می کنند؛ در میان آنها یک روزنامه نگار، در میان آنها یک روشنفکر، در میان آنها یک آخوند و معمم. [می‌گویند] «امامی که می‌گفت زن‌ها باید حجاب داشته باشند به همه زن‌ها نگفتند»! مزخرف! ما آن موقع آنجا بودیم، می دانیم. چگونه است؟ امام مثل کوه در مقابل نفی آشکاری که پهلوی و پهلوی در کشور ایجاد کرده بودند ایستاد و فرمود باید حجاب باشد.
ببینید، اما من بدون تحقیق صحبت نمی‌کنم و با واقعیت صحبت می‌کنم، همان روشنفکرانی که گاهی مصاحبه‌هایشان بیرون می‌آیند، بروید ببینید در خانواده‌های خودشان چگونه بر حجاب اصرار می‌کنند.
ساده بگم ما هنوز با محجبه و روسری جلوشون نشسته ایم، بعد جامعه را تحریک می کنند که بی حجابی کنند.

نقش زنان گچ کار را در زمان همه گیری کرونا چگونه دیدید؟

علیمیراد کاظم پور: به این روزهای کرونا و نقش زنان نگاه کنید، شخصاً به همراه همسرم که روزنامه نگار و فعال اجتماعی است چندین کارگاه تولید ماسک رایگان راه اندازی کردیم و نقش زنان در شهرمان پررنگ بود. جاهای دیگر زنان برای کفن و دفن و غسل کار می‌کردند، به جرأت می‌گویم که زنان ایرانی، به‌ویژه همشهریان ما، نماد غیرت، شجاعت و دانش هستند.
در زمان همه گیری کرونا رنگ و فعالیت گروهی از کودکان و نوجوانان برومندی که عاشق ابا عبدالله (ع) بودند تغییر کرد، من در خیمه های پشتیبانی حضور پیدا کردم، نمی خواهم بگویم فرد مهمی هستم، اما معتقدم آدم مفیدی هستم و در حد توان به مردم مفید اما نیازمند شهرم کمک خواهم کرد.

تاثیر فعالیت های فرهنگی بر جوانان را چگونه می بینید؟

علیمیراد کاظم پور: گلایه من امروز این است که مسئولان فقط حرف می زنند، اما چون خودشان درگیر کار فرهنگی نیستند، نمی دانند، می بینید مساجد ما کجا می روند؟

آیا وجود فرهنگسراها یا کتابخانه های جدید را در رشد جوانان موثر می بینید؟

علیمیراد کاظم پور: من هر روز در کتابخانه محله قدیمی ام که دو سه سال پیش ساخته شده نگاه می کنم و می بینم که خروجی ندارند، شما بروید ببینید چند نفر رفته اند، جهانزاده و خانم عباسی معلم ما بودند. آن زمان کار فرهنگی بسیار بهتر و دقیق تر از امروز بود.

کدام قسمت از محرم دلت را تکان داد و الگوی تو شد؟
علیمیراد کاظم پور: رقیه مظلومیتش، فکر آن زنانی که وقت گذاشتند و گوشواره و خلخال را از سر و پایشان درآوردند، جگرم را می سوزاند، دو دختر دارم و هر دو تجربه تعزیه در نقش انجام دادن را دارند. رقیه و بچه های دیگر از نوجوانی، حرم دارند، من اشک در گوشه چشم نمی بینم، اما دل رقیه با سن و شکنجه هایش سوخت. او الگوی من شد تا فرزندانم را تربیت کنم تا بیاموزند مکتب اسلام مکتب حماسه و استقامت است و اشک رقیه پس از سالها، شهدای مدافع حرم، شهدای هسته ای که شهدای دفاع مقدس هستند همچنان ادامه دارد.

حرف پایانی شما با مسئولان فرهنگی شهرمان چیست؟

علیمیراد کاظم پور: همیشه گفته ام که دوست دارم چهار فرزند سرپرست داشته باشم.

ببینید مثلاً مسئولین ما می خواهند یک برنامه کامل ترتیب بدهند، می گویند به یک اداره، ماشین بدهید، به یک اداره، می گویند مسئولیت آب، به یک اداره، می گویند بنر، به یک اداره، به اداره دیگر، می گویند. می گویند رئیس، به بخش دیگر، می گویند سیستم همه اینها برای یک ساعت است.
اما گروهی از بچه ها ده تا پانزده شب با کمک مردم به همه اینها رسیدگی می کنند.

داشتن هیئت مدیره خیلی سخت است چون شما مدیری نیستید که همه امکانات را در اختیار شما قرار ندهید و قدرت مالی ندارید، فقط عشق به عشق آقا اباعبدالله دارید که محور است. تنها در این صورت فرصت هایی به وجود خواهد آمد.

اخرین حرف:
دلم برای صداقت و سادگی آن زمان تنگ شده است.
ببینید ما بچه های هاییتی وقتی به شهدا می رویم از جیب خودمان گل و گلاب می گیریم اما مسئولینی که به خاطر خون شهدا روی این صندلی ها می نشینند حاضرند از جیب خود هزینه کنند یا از مخارج و حقوق اداره؟

دیالوگ و تنظیم نرگس احمدپور